محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

652

اكسير اعظم ( فارسى )

و بعد از آن‌كه استخوان بسته شده باشد سود دارد صلابت عضو را در مفاصل را نرم كند و ورم كه آنجا باقى بود تحليل نمايد و خشكى رگها و عصبها كه از بستن تولد كند زائل نمايد چه با آن حركت سهل نبود پس اگر آب گرم و ادهان و شحوم و امخاخ استعمال كنند تدارك آن آفات كند و اما اگر ضماد خشك شده باشد و درد از فرط جفاف برخاسته و خواهند كه بگشايند اندكى روغن طلا كردن روا بود تا درد زائل شود خاصهً در كودكان و كسانى كه مزاج ايشان تر بود و بعد از ماليدن روغن بر موضع وجع رفاده نهاده بربندند . و اگر درد نباشد و نزد سكون آن پيچ وجه روغن طلا كردن نشايد . و بعضى اطبا وقت گشادن بند به آب گرم نطول كنند تا ماده دشبذ آنجا بيشتر آيد ليكن آن آب معتدل باشد كه بيمار اعتدال آن شناسد و سخت گرم نباشد تا زياده از آنچه جذب نمايد تحليل كند و خصوصاً چون زمانه ريختن او طول كند و از بدن ممتلى زياده از آنچه واجب بود بكشد و زمانهء ريختن او به مقدارى بايد كه انتفاع و ترى در پوست عضو رگها پديد آيد و بسيارد تا زمانى كه عضو در ضمور شروع كند نبايد ريخت تا تحليل كند نزد من بهتر آن است كه اگر در آنجا درد نباشد قريب عضو روغن و آب گرم البته نبايد برد الا آنچه مذكور شد در اول امر براى احتياط و در آخر بعد بسته شدن دشبذ آنچه مفاصل كه سخت شده باشد بنهند آن خرط و چكتى دنبه است تغذيه و تسقيه مجبور لازم است كه غذاى او مولد خون غليظ باشد ليكن غليظ يابس نبود بلكه غليظ لزج باشد تا دشبذ لدن قوى پيدا شود نه خشك ضعيف شكننده و آن مثل پايچه است و هريسه و بطون دروس و جلد بزغاله و حمل مطبوخ و گوشت حملان و گوساله و ماهى تازه كه در آن اندك غلظ باشد و پنير تر و برنج با شير و مانند آن و شراب غليظ قابض و از تنقل شاه‌بلوط لبوب كه در آن حدت نباشد و از هر آنچه خون را رقيق و گرم كند و از انعقاد آن را بازدارد مثل شراب رقيق و اشياى پرمصالح اجتناب نمايند . و بالجمله تدبير او تغليظ خون است مگر آن‌كه آنجا مانعى از جراحت بود كه متقضى تلطيف غذاست و نزد خوف الم و اما اگر امن اين باشد توسيع در غذا و در شراب كنند و كسى كه احتياط را دوست دارد ابتدا به تدبير لطيف كند تا از ضرر ورم ايمن گردد و اين مثل آن است كه گاهى حاجت به فصد و اسهال نيز افتد و بعد چند روز استعمال او كنند و ايضاً گاهى با وجود اين به ترك اين تدبير حاجت آيد چون دشبذ در استخوان افراط نمايد و احتياج بمنع آن شود و به قول مسيحى در ابتدا بر بقول بارد و مزورات و لحم طيور و بزغاله اقتصار نمايند و نزديك شراب نگردند . ابن الياس گويد كه برباط معتدل بربندند و هر صبح جلاب از تمر هندى به شكر يا سكنجبين ساده هركدام كه باشد ده درم بدهند و فصد باسليق كنند و اخراج خون به حسب قوت نمايند و تليين طبيعت بفلوس خيارشنبر و ترنجبين كنند و قبض طبع نبايد گذاشت و غذا ماش مقشر بچوزهء مرغ سازند و از اكثار غذا و تناول گوشت و شيرينى حذر كنند تا بدين تدبير از حدوث ورم ايمن گردند و گل ارمنى يا موميائى محلول در جلاب گرم شكر بدهند . و هرگاه چند روز بگذرد ورم حادث نشود و در عضو حرارت غريبه باقى نماند بند شديدتر از اول به بندند و در هر هفته يك بار بگشايند و بر آن مغاث نو آس و گل ارمنى و اقاقيا نهند و به اغذيهء لزجه غذا سازد . و اگر كسر با ورم باشد به صندلين و آب حى العالم و آب خرفه طلا كنند و بند به نرمى ببندند و صبح بگشايند و اين طلا به كار برند . و اگر با كسر گوشت كوفته شود بر موضع كوفته شرط زنند تا امر با كله و تعفن موؤل نگردد و باقى در قول سابق گذشت . انطاكى گويد كه اگر آنجا جراحت نباشد بر عضو از زفت و موم و صمغ و اقاقيا و كرسنه لصوق كنند بعده بمزاج او نظر كنند و ازالهء اخلاط حاده مانع از جبر بفقصد و از مسهلات نمايند ليكن فصد بر شرط شرط محاذات در جانب صحيح كنند و گاهى از آن عظم جراحت به سبب خروج خون بسيار بازماند پس اگر خون جبر طول كند حتى كه خون متغير گردد فصد مكرر جائز بود تا خون جلا يابد و صحيح گردد اين همه همه مع صلاح اغذيه و اشربه و منع همه نمكين و تيز و تر شو آنچه در آن خون نباشد مثل باقلا به عمل آرند و واجب است اكثار از شيرينى و گوشت نرم مثل بچهء مرغ و طيور كه قريب بپرواز باشد و قطور بر موميائى فارسى و تدهين بدان . و اگر ميسر نشود گل مختوم و يا تنزوى خطائى كه آن گلى است قرص ساخته از خطا مىآرند و داخل آن صورت شير مىباشد بدل موميائى است . و اگر بدست نيايد گل ارمنى بخورانند و در هر سه روز يك بار بگشايند براى تنقيه رطوبات به آب گرم و نظر در عضو و آنچه در آن متغير گردد پس اگر عفونت يا تغير در آن يافته شود اصلاح آن كنند . و اگر علامات غلبهء خون ظاهر گردد زفر باز دارند و بر مثل ماش و برنج اقتصار ورزند و عصابها را در سر كه اندر آن مورد و جوز السرو جوشانيده باشند و در گلاب و روغن گل تر كنند كه اين تقويت و منع فضول نازله نمايد و هر مرتبه در سختى بندش افزايند و اين همه وقتى است كه چون سرخى و درم و درد ظاهر نگردد و الا چيزى از اين ابتدا نمايد بگشايند . و اگر بعد ساعتى باشد و عضو را بگشاده داشتن راحت دهند